هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات و تجربیات عاشقانه و روحانی خود سخن می‌گوید. او از عشق به معشوق، مستی و بی‌خودی، رنج‌های عاشقی، و دوری از دنیای مادی می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند زهد، عرفان، و تأثیر عشق در زندگی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و رنج‌های عاشقی نیازمند بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری است.

غزل ۳۳۵ - یک باره گر از سبحه در انکار نبودم

یک باره گر از سبحه در انکار نبودم
از زلف بتان صاحب زنار نبودم ۱

تا رطل گران از کف ساقی نگرفتم
سرمست و سبک روح و سبک بار نبودم ۲

روزی ز قضا قسمت من خون جگر بود
کز صومعه در خانهٔ خمار نبودم ۳

بر مست غم دور فلک دست ندارد
ای کاش در این غمکده هشیار نبودم ۴

سرمایهٔ سودا اگر این زلف نبودی
سودازده در هر سر بازار نبودم ۵

وقتی که شدم با خبر از سر دهانش
از هستی خود هیچ خبردار نبودم ۶

در خواب نیاید گرم آن ماه، عجب نیست
کاندر خور این دولت بیدار نبودم ۷

از روی تو کی شد که بر آتش ننشستم
وز نور تو کی بود که در نار نبودم ۸

می رفت فروغی ز سر کویت و می‌گفت
کز دست دل ای کاش چنین زار نبودم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۴ - به بوسه‌ای ز دهان تو آرزومندم
گوهر بعدی:غزل ۳۳۶ - دیری است که دیوانه آن چشم کبودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.