هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بت کشمیر (معشوق) و تأثیرات عشقش بر زندگی خود می‌نویسد، از جمله احساس گناه، ناامیدی، و آرزوی بازگشت به روزهای خوش. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند جبر، تقدیر، و امیدهای بربادرفته اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و جبر ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

غزل ۳۴۹ - هر کجا دم زدم از چشم بت کشمیرم

هر کجا دم زدم از چشم بت کشمیرم
خون مردم همه گردید گریبان گیرم ۱

گنج ها جسته‌ام از فیض خرابی ای کاش
آن که کرده‌ست خرابم، بکند تعمیرم ۲

اگر آبم نزنی آتش خرمن سوزم
ور خموشم نکنی شعلهٔ عالم‌گیرم ۳

از سر کوی جنون نعره‌زنان می‌آیم
کو سر زلف تو آماده کند زنجیرم ۴

بخت برگشتهٔ من بین که به میدان امید
خم ابروی تو ننواخت به یک شمشیرم ۵

نرم خواهم دل سنگین تو را تا چه کند
گریهٔ با اثر و نالهٔ بی‌تاثیرم ۶

گر به عشق تو کنم دعوی دل سوختگی
می‌توان سوز مرا یافتن از تقریرم ۷

چون مرا می‌کشی از چره برانداز نقاب
تا خلایق همه دانند که بی‌تقصیرم ۸

دوش با زلف بلند تو فروغی می‌گفت
دگری را به کمند آر که من نخجیرم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۸ - نذر کردم گر ز دست محنت هجران نمیرم
گوهر بعدی:غزل ۳۵۰ - من بر سر کوی تو ندیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.