هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق فراوان خود می‌گوید و اینکه حاضر است به خاطر معشوق حتی از بهشت هم بگذرد. او از درد فراق و اشک‌هایش می‌گوید و اینکه عشق معشوق چنان در وجودش نفوذ کرده که مانند روح در تن اوست.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۳۷۰ - من از کمال شوق ندانم که این تویی

من از کمال شوق ندانم که این تویی
تو از غرور حسن ندانی که این منم ۱

گر برکنند دیده‌ام از ناخن عتاب
گر دیده از شمایل خوب تو برکنم ۲

بگذشتم از بهشت برین آستین فشان
تا خاک آستان تو کردند مسکنم ۳

مشنو ز من به غیر نواهای سوزناک
زیرا که دست پرور مرغان گلشنم ۴

آن قمری حدیقهٔ عشقم که کرده بخت
زلف بلند سروقدان طوق گردنم ۵

شاهین تیر زپنجهٔ دشت محبتم
زان شد فراز ساعد شاهان نشیمنم ۶

تا خار عشق گوشهٔ دامان من گرفت
گلهای اشک ریخت به گل‌زار دامنم ۷

تا سر نهاده‌ام به ارادت به پای دوست
آمادهٔ ملامت یک شهر دشمنم ۸

بیرون چگونه می‌رود از کین مهوشان
مهری که همچو روح فرورفته در تنم ۹

تا چشم من فتاد فروغی به روی او
خورشید برده روشنی از چشم روشنم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۹ - دامن خمیه سفر از در دوست می‌کنم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۱ - به دیر و حرم، فارغ از کفر و دینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.