هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از فروغی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و ارتباط او با عالم معناست. شاعر از درد هجران، عشق بیپاسخ و آرزوی وصال میگوید، اما در عین حال خود را در جایگاه بالایی از عرفان و ادراک معنوی میبیند. او از صورتها فراتر رفته و به معانی رسیده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد.
غزل ۳۷۴ - یارب آن نامهربانان مه دل فراگیرد ز کینم
یارب آن نامهربانان مه دل فراگیرد ز کینم
نرم گردد آهنش از تف آه آتشینم ۱
گر نگیرد دامنش داد از غبار هرزه گردم
ور نیفتد بر رخش آه از نگاه واپسینم ۲
با نسیم طره او در بهارستان رومم
با خیال صورت او در نگارستان چینم ۳
خود چه اندیشم ز هجران من که در بزم وصالم
یا چه تشویشم ز دوزخ من که در خلد برینم ۴
گر تو میر مجلسی، من هم محب تیرهروزم
ور تو شاه کشوری من هم غلام کمترینم ۵
گر مجال گریه میدیدم به خاک آستانت
صد هزاران دجله سر میزد ز طرف آستینم ۶
قابل کنج قفس آخر نگردیدم دریغا
من که در باغ جنان هم شه پر روحالامینم ۷
پی به معنی بردهام در عالم صورت پرستی
گر تو محو صورتی، من مات صورت آفرینم ۸
منتهای مطلبم صورت نمیبندد فروغی
تا به چشم خود جمال شاهد معنی نبینم ۹
نرم گردد آهنش از تف آه آتشینم ۱
گر نگیرد دامنش داد از غبار هرزه گردم
ور نیفتد بر رخش آه از نگاه واپسینم ۲
با نسیم طره او در بهارستان رومم
با خیال صورت او در نگارستان چینم ۳
خود چه اندیشم ز هجران من که در بزم وصالم
یا چه تشویشم ز دوزخ من که در خلد برینم ۴
گر تو میر مجلسی، من هم محب تیرهروزم
ور تو شاه کشوری من هم غلام کمترینم ۵
گر مجال گریه میدیدم به خاک آستانت
صد هزاران دجله سر میزد ز طرف آستینم ۶
قابل کنج قفس آخر نگردیدم دریغا
من که در باغ جنان هم شه پر روحالامینم ۷
پی به معنی بردهام در عالم صورت پرستی
گر تو محو صورتی، من مات صورت آفرینم ۸
منتهای مطلبم صورت نمیبندد فروغی
تا به چشم خود جمال شاهد معنی نبینم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۳ - نه به دیر همدمم شد، نه به کعبه هم نشینم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۵ - تا با کمان ابرو بنشست در کمینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.