هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق بیپایان، فداکاری، و تسلیم محض خود در برابر معشوق سخن میگوید و از درد هجران و تأثیرات عشق بر روح و روان خود مینویسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل ۳۷۵ - تا با کمان ابرو بنشست در کمینم
تا با کمان ابرو بنشست در کمینم
در خون خویش بنشاند از تیر دلنشینم ۱
هم طرهاش بهم زد طومار صبر و تابم
هم غمزهاش ز جا کند بنیاد عقل و دینم ۲
گاهی به دل کند جا، گاهی به دیده ما را
یک جا نمینشیند شاه حشم نشینم ۳
هر گوشه اهل رازی دارد بدو نیازی
در راه عشق بازی تنها نه من چنینم ۴
تو خرمن جمالی، من خوشهچین مسکین
تو خواجه بزرگی، من بنده کمینم ۵
تو پادشاه حسنی، من دادخواه عشقم
تو فتنهٔ زمانی، من شورش زمینم ۶
خاری که از تو آید بهتر ز تو ستانم
بویی که از تو باشد خوش تر ز یاسمینم ۷
دست از تو بر ندارم گر میکشی به دارم
مهر از تو برنگیرم گر میکشی به کینم ۸
روزی اگر ببینم خود را بر آستانت
دیگر کسی نبیند جان را در آستینم ۹
آن دم که بر لب آید جانم ز زهر هجران
از لعل نوشخندت مشتاق انگبینم ۱۰
بر آسمان خوبی دارم مهی فروغی
کز سجده زمینش مهری است بر جبینم ۱۱
در خون خویش بنشاند از تیر دلنشینم ۱
هم طرهاش بهم زد طومار صبر و تابم
هم غمزهاش ز جا کند بنیاد عقل و دینم ۲
گاهی به دل کند جا، گاهی به دیده ما را
یک جا نمینشیند شاه حشم نشینم ۳
هر گوشه اهل رازی دارد بدو نیازی
در راه عشق بازی تنها نه من چنینم ۴
تو خرمن جمالی، من خوشهچین مسکین
تو خواجه بزرگی، من بنده کمینم ۵
تو پادشاه حسنی، من دادخواه عشقم
تو فتنهٔ زمانی، من شورش زمینم ۶
خاری که از تو آید بهتر ز تو ستانم
بویی که از تو باشد خوش تر ز یاسمینم ۷
دست از تو بر ندارم گر میکشی به دارم
مهر از تو برنگیرم گر میکشی به کینم ۸
روزی اگر ببینم خود را بر آستانت
دیگر کسی نبیند جان را در آستینم ۹
آن دم که بر لب آید جانم ز زهر هجران
از لعل نوشخندت مشتاق انگبینم ۱۰
بر آسمان خوبی دارم مهی فروغی
کز سجده زمینش مهری است بر جبینم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۴ - یارب آن نامهربانان مه دل فراگیرد ز کینم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۶ - چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.