هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و وابستگی شدید شاعر به معشوق است. شاعر از بهشت و نعمات آن بینیاز شده و تنها به عشق معشوق دل بسته است. او از ناتوانی خود در وصال معشوق و رنجهای عشق میگوید و تأکید میکند که حتی با وجود همه سختیها، عشقش پایدار است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق ناکام و رنجهای عشقی برای سنین پایین مناسب نیست.
غزل ۳۷۶ - چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینم
چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینم
که در ضمیر نیامد خیال حوری عینم ۱
کمند طره نهادی به پای طاقت و تابم
سپاه غمزی کشیدی به غارت دل و دینم ۲
نه دست آن که دمی دامن وصال تو گیرم
نه بخت آن که شبی جلوهٔ جمال تو بینم ۳
مرا چه کار به دیدار مهوشان زمانه
که با وجود تو فارغ ز سیر روی زمینم ۴
ز رشک مردن من جان عالمی به لب آید
اگر به روی تو افتد نگاه باز پسینم ۵
ز بس که هر سر مویم هوای مهر تو دارد
نمیبرم ز تو گر سر بری به خنجر کینم ۶
ز حسرت لب میگون و جعد غالیه سایت
رفیق لعل بدخشان، شریک نافهٔ چینم ۷
معاشران همه مشغول عیش و عشرت و شادی
به غیر من که شب و روز با غم تو قرینم ۸
چگونه شاد نباشد دلم به گوشه نشینی
که خال گوشهٔ چشم تو کرده گوشهنشینم ۹
بر آستانهٔ آن پادشاه حسن فروغی
کمان کشیده ز هر گوشه لشکری به کمینم ۱۰
که در ضمیر نیامد خیال حوری عینم ۱
کمند طره نهادی به پای طاقت و تابم
سپاه غمزی کشیدی به غارت دل و دینم ۲
نه دست آن که دمی دامن وصال تو گیرم
نه بخت آن که شبی جلوهٔ جمال تو بینم ۳
مرا چه کار به دیدار مهوشان زمانه
که با وجود تو فارغ ز سیر روی زمینم ۴
ز رشک مردن من جان عالمی به لب آید
اگر به روی تو افتد نگاه باز پسینم ۵
ز بس که هر سر مویم هوای مهر تو دارد
نمیبرم ز تو گر سر بری به خنجر کینم ۶
ز حسرت لب میگون و جعد غالیه سایت
رفیق لعل بدخشان، شریک نافهٔ چینم ۷
معاشران همه مشغول عیش و عشرت و شادی
به غیر من که شب و روز با غم تو قرینم ۸
چگونه شاد نباشد دلم به گوشه نشینی
که خال گوشهٔ چشم تو کرده گوشهنشینم ۹
بر آستانهٔ آن پادشاه حسن فروغی
کمان کشیده ز هر گوشه لشکری به کمینم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۵ - تا با کمان ابرو بنشست در کمینم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۷ - تا کفر سر زلفت زد راه دل و دینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.