هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به بیان احساسات و حالات عاشق در برابر معشوق میپردازد. شاعر از فراق و وصل، مرگ و بقا، مستی و هوشیاری، و رنجهای عاشقی سخن میگوید. معشوق در این شعر بهعنوان موجودی الهی و رازآلود تصویر شده که هم نجاتدهنده است و هم بلای جان عاشق. ابیات شعر پر از تصاویر شاعرانه مانند لب بادهنوش، زلف گرهگشا، و ابروی کمانمانند است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا بهطور کامل درک شوند.
غزل ۳۹۶ - گشت فراق و وصل تو مرگ و بقای عاشقان
گشت فراق و وصل تو مرگ و بقای عاشقان
کشتی و زنده ساختی ای تو خدای عاشقان ۱
بردهای از تبسمی نقد بقای اهل دل
کردهای از تغافلی قصد فنای عاشقان ۲
تا لب خود گشودهای مستی ما فزودهای
ای لب باده نوش تو نشاه فزای عاشقان ۳
با همه لاف زیرکی، بی خبرم ز خویشتن
تا شده چشم مست تو هوش ربای عاشقان ۴
کارم اگر گره خورد، غم نخورم چرا که شد
زلف گرهگشای تو کارگشای عاشقان ۵
دل ز بلای عاشقی یافت ره نجات را
ای تو نجات اهل دل وی تو بلای عاشقان ۶
وقت نماز چون رود روی تو در حضور دل
کز خم ابروان شدی قبلهنمای عاشقان ۷
ز ابروی چون کمان تو خون دلی روان نشد
تا نرسیده بر نشان تیر دعای عاشقان ۸
هر نفس از جداییات میرسدم عقوبتی
ای شب انتظار تو روز جزای عاشقان ۹
سینهٔ شرحه شرحهام شرح دهد فروغیا
جور و جفای مهوشان مهر و وفای عاشقان ۱۰
کشتی و زنده ساختی ای تو خدای عاشقان ۱
بردهای از تبسمی نقد بقای اهل دل
کردهای از تغافلی قصد فنای عاشقان ۲
تا لب خود گشودهای مستی ما فزودهای
ای لب باده نوش تو نشاه فزای عاشقان ۳
با همه لاف زیرکی، بی خبرم ز خویشتن
تا شده چشم مست تو هوش ربای عاشقان ۴
کارم اگر گره خورد، غم نخورم چرا که شد
زلف گرهگشای تو کارگشای عاشقان ۵
دل ز بلای عاشقی یافت ره نجات را
ای تو نجات اهل دل وی تو بلای عاشقان ۶
وقت نماز چون رود روی تو در حضور دل
کز خم ابروان شدی قبلهنمای عاشقان ۷
ز ابروی چون کمان تو خون دلی روان نشد
تا نرسیده بر نشان تیر دعای عاشقان ۸
هر نفس از جداییات میرسدم عقوبتی
ای شب انتظار تو روز جزای عاشقان ۹
سینهٔ شرحه شرحهام شرح دهد فروغیا
جور و جفای مهوشان مهر و وفای عاشقان ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۵ - ای که ز آب زندگی لعل تو میدهد نشان
گوهر بعدی:غزل ۳۹۷ - به که باشم بی قرار از زلف یار خویشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.