هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. در آن از تصاویری مانند شمشیر، تیر، فرشته و ماه برای توصیف عشق و رنجهای آن استفاده شده است. شاعر از دشواریهای عشق، بیتوجهی معشوق و تأثیر عمیق این رابطه بر زندگی خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند شمشیر و تیر ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۴۱۴ - به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
که منتی است ز شمشیر او به گردن من ۱
فرشته سینه سپر میکند چو از سر ناز
سوار میگذرد ترک ناوکافکن من ۲
اگر تجلی آن ماه سبز خط این است
بهل که برق بسوزد تمام خرمن من ۳
سؤال کردم ازو فتنه در حقیقت چیست
جواب داد که رمزی ز چشم پر فن من ۴
چگونه پای توانم کشید از آن سر کوی
کنون که دست محبت گرفته دامن من ۵
چنان ز دوست ملولم که گر حدیث کنم
هزار ناله برآید ز قلب دشمن من ۶
اثر در آن دل سنگین نمیکند چه کنم
وگرنه رخنه به فولاد کرده شیون من ۷
سواد زلف و بیاض رخ تو روشن کرد
حکایت شب تاریک و روز روشن من ۸
نصیب من ز تو هر روز تیر دلدوز است
فغان اگر نرسد روزی معین من ۹
به شاخسار خود ای گل مرا نشیمن ده
که مرغ سدره خورد حسرت نشیمن من ۱۰
فروغی از رخ آن مه نظر نمیبندم
اگر سپهر ببندد کمر به کشتن من ۱۱
که منتی است ز شمشیر او به گردن من ۱
فرشته سینه سپر میکند چو از سر ناز
سوار میگذرد ترک ناوکافکن من ۲
اگر تجلی آن ماه سبز خط این است
بهل که برق بسوزد تمام خرمن من ۳
سؤال کردم ازو فتنه در حقیقت چیست
جواب داد که رمزی ز چشم پر فن من ۴
چگونه پای توانم کشید از آن سر کوی
کنون که دست محبت گرفته دامن من ۵
چنان ز دوست ملولم که گر حدیث کنم
هزار ناله برآید ز قلب دشمن من ۶
اثر در آن دل سنگین نمیکند چه کنم
وگرنه رخنه به فولاد کرده شیون من ۷
سواد زلف و بیاض رخ تو روشن کرد
حکایت شب تاریک و روز روشن من ۸
نصیب من ز تو هر روز تیر دلدوز است
فغان اگر نرسد روزی معین من ۹
به شاخسار خود ای گل مرا نشیمن ده
که مرغ سدره خورد حسرت نشیمن من ۱۰
فروغی از رخ آن مه نظر نمیبندم
اگر سپهر ببندد کمر به کشتن من ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۳ - با رقیب آمدی به محفل من
گوهر بعدی:غزل ۴۱۵ - گفتم که چیست راهزن عقل و دین من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.