هوش مصنوعی: این شعر یک گفتگوی عاشقانه و عارفانه بین شاعر و معشوق است. شاعر سوالاتی درباره عشق، سعادت، بخت و دیگر مفاهیم معنوی می‌پرسد و معشوق پاسخ‌هایی می‌دهد که همگی به زیبایی و جذابیت خودش اشاره دارد. در نهایت، معشوق منبع تمام زیبایی‌ها و سعادت‌ها معرفی می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

غزل ۴۱۵ - گفتم که چیست راهزن عقل و دین من

گفتم که چیست راهزن عقل و دین من
گفتا که چین زلف و خط عنبرین من ۱

گفتم که الامان ز دم آتشین من
گفتا که الحذر ز دل آهنین من ۲

گفتم که طرف دامن دولت به دست کیست
گفتا به دست آن که گرفت آستین من ۳

گفتم که امتحان سعادت به کام کیست
گفتا که کام آن که ببوسد زمین من ۴

گفتم که بخت نیک بگو هم قرین کیست
گفتا قرین آن که شود هم نشین من ۵

گفتم که بهر چاک گریبان صبح چیست
گفتا ز رشک تابش صبح جبین من ۶

گفتم که از چه خواجه انجم شد آفتاب
گفتا ز بندگی رخ نازنین من ۷

گفتم که ساحری ز که آموخت سامری
گفتا ز چشم کافر سحر آفرین من ۸

گفتم کجاست مسکن دلهای بی قرار
گفتا که جعد خم به خم چین به چین من ۹

گفتم هوای چشمهٔ کوثر به سر مراست
گفتا که شرمی از لب پر انگبین من ۱۰

گفتم کدام دل به غمت خرمی نخواست
گفتا دل فروغی اندوهگین من ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۴ - به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
گوهر بعدی:غزل ۴۱۶ - وقت مرگ آمد ز رحمت بر سر بالین من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.