هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه، و حسرتهای دیرینه سخن میگوید. شاعر از جدایی، بیوفایی معشوق، و دردهای روحی ناشی از این عشق تلخ مینالد. در عین حال، به زیباییهای معشوق و امیدهای واهی نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج، حسرت، و جدایی نیاز به بلوغ فکری برای درک دارند.
غزل ۴۱۶ - وقت مرگ آمد ز رحمت بر سر بالین من
وقت مرگ آمد ز رحمت بر سر بالین من
تلخ شد کام حسود از مردن شیرین من ۱
او پی جور و جفا، من بر سر مهر و وفا
من به فکر مهر او، او در خیال کین من ۲
دلبری رسم وی و عاشق کشی قانون وی
عاشقی کیش من و حسرت کشی آیین من ۳
کاش آن دیر آشنا با خنجر آید بر سرم
تا مگر از دل برآید حسرت دیرین من ۴
تنگ شکر تلخ کام از خندهٔ شیرین او
گلبن تر سرخ روی از گریهٔ رنگین من ۵
چون ز صحن گلستان گلهای رنگین میدهد
تازه میگردد جراحات دل خونین من ۶
دوش بوسیدم لب نوشین آن مه را به خواب
خواب شیرین چیست تعبیر شب دوشین من ۷
گفتم از نیش جدایی جان من بر لب رسید
گفت سهل است ار شبی بوسی لب نوشین من ۸
گفتم آهنگ جنون دارد دلم، خندید و گفت
بایدش زنجیر کرد از طرهٔ مشکین من ۹
گر فروغی دیدن خوبان نبودی در نظر
هیچ عالم را ندیدی چشم عالم بین من ۱۰
تلخ شد کام حسود از مردن شیرین من ۱
او پی جور و جفا، من بر سر مهر و وفا
من به فکر مهر او، او در خیال کین من ۲
دلبری رسم وی و عاشق کشی قانون وی
عاشقی کیش من و حسرت کشی آیین من ۳
کاش آن دیر آشنا با خنجر آید بر سرم
تا مگر از دل برآید حسرت دیرین من ۴
تنگ شکر تلخ کام از خندهٔ شیرین او
گلبن تر سرخ روی از گریهٔ رنگین من ۵
چون ز صحن گلستان گلهای رنگین میدهد
تازه میگردد جراحات دل خونین من ۶
دوش بوسیدم لب نوشین آن مه را به خواب
خواب شیرین چیست تعبیر شب دوشین من ۷
گفتم از نیش جدایی جان من بر لب رسید
گفت سهل است ار شبی بوسی لب نوشین من ۸
گفتم آهنگ جنون دارد دلم، خندید و گفت
بایدش زنجیر کرد از طرهٔ مشکین من ۹
گر فروغی دیدن خوبان نبودی در نظر
هیچ عالم را ندیدی چشم عالم بین من ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۹۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۵ - گفتم که چیست راهزن عقل و دین من
گوهر بعدی:غزل ۴۱۷ - تنگ شد از غم دل جای به من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.