هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأثیر نگاه و رفتار او را بر دیگران توصیف میکند. شاعر از عشق و دلدادگی خود میگوید و حتی حاضر به پذیرش گناه خود در برابر معشوق است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات بهکاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل ۴۳۵ - ای اهل نظر کشتهٔ تیر نگه تو
ای اهل نظر کشتهٔ تیر نگه تو
خون همه در عهدهٔ چشم سیه تو ۱
هر جا که خرامان گذری با سپه ناز
شاهان همه گردند اسیر سپه تو ۲
ملک دل صاحب نظران زیر و زبر شد
زان فتنه که خفتهست به زیر کله تو ۳
یعقوب اگر چاه زنخدان تو بیند
بی خود فکند یوسف خود را به چه تو ۴
خورشید فروزنده شبی پردهنشین شد
کآمد به در از پرده مه چارده تو ۵
زلف و رخت از بهر همین دل کش و زیباست
تا فرخ و میمون گذرد سال و مه تو ۶
من چاره چشم تو خود هیچ ندانم
الا که علاجش کنم از خاک ره تو ۷
گر خون مرا چشم تو بی جرم بریزد
بینم گنه خویش و نبینم گنه تو ۸
ترسم که پس از کوشش بسیار فروغی
رحمی به گدایان نکند پادشه تو ۹
خون همه در عهدهٔ چشم سیه تو ۱
هر جا که خرامان گذری با سپه ناز
شاهان همه گردند اسیر سپه تو ۲
ملک دل صاحب نظران زیر و زبر شد
زان فتنه که خفتهست به زیر کله تو ۳
یعقوب اگر چاه زنخدان تو بیند
بی خود فکند یوسف خود را به چه تو ۴
خورشید فروزنده شبی پردهنشین شد
کآمد به در از پرده مه چارده تو ۵
زلف و رخت از بهر همین دل کش و زیباست
تا فرخ و میمون گذرد سال و مه تو ۶
من چاره چشم تو خود هیچ ندانم
الا که علاجش کنم از خاک ره تو ۷
گر خون مرا چشم تو بی جرم بریزد
بینم گنه خویش و نبینم گنه تو ۸
ترسم که پس از کوشش بسیار فروغی
رحمی به گدایان نکند پادشه تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۴ - ای فتنه دست پرور چشم سیاه تو
گوهر بعدی:غزل ۴۳۶ - تا سر نرفته بر سر مهر و وفای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.