هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و شکایت عاشقانه از معشوقی است که با بی‌اعتنایی و سردی، دل عاشق را شکسته است. شاعر از ناسپاسی و بی‌وفایی معشوق گلایه می‌کند و به تلخی از عشق نافرجام و رنج‌هایش می‌گوید. در عین حال، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند حق‌شناسی و بت‌پرستی نیز دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌های به‌کار رفته ممکن است برای کودکان قابل‌درک نباشد.

غزل ۴۵۷ - چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی

چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی ۱

سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی ۲

ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی ۳

کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی ۴

به قلمروی محبت در خانه‌ای نرفتی
که به پاکی‌اش نرفتی و به سختی‌اش نبستی ۵

به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم
ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی ۶

ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمی‌شناسی
به در کنشت منشین تو که بت نمی‌پرستی ۷

تو که ترک سر نگفتی ز پیش چگونه رفتی
تو که نقد جان ندادی ز غمش چگونه رستی ۸

اگرت هوای تاج است ببوس خاک پایش
که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی ۹

مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه
کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی ۱۰

مگر از عذار سر زد خط آن پسر فروغی
که به صد هزار تندی ز کمند شوق جستی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۶ - مسجد مقام عجب است، می‌خانه جای مستی
گوهر بعدی:غزل ۴۵۸ - یک جام با تو خوردن یک عمر می‌پرستی
نظرها و حاشیه ها
سیده فاطمه موسوی
۱۴۰۵/۱/۳ ۱۱:۱۳

بسیارزیباست چطور میتونم باصدای خودم ارسال کنم

گوهرین: با سلام و احترام. ابتدا در سایت ثبت نام کنید. سپس در صفحه هر گوهر می توانید فایل صوتی خود را بارگذاری نمایید. پس از تایید مدیر، صوت شما در همان صفحه منتشر می شود.