هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی‌ها و جذابیت‌های معشوق سخن می‌گوید و از بخت ناگوار خود در رسیدن به او شکایت دارد. همچنین، او از ستم‌های معشوق و ناتوانی خود در برابر این ستم‌ها می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته در شعر ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی برای درک کامل داشته باشند.

غزل ۴۹۶ - بس که فرخ رخ و شکر لب و شیرین دهنی

بس که فرخ رخ و شکر لب و شیرین دهنی
رهزن دین و دلی، خانه کن مرد و زنی ۱

من از این بخت سیه خواجهٔ شهر جبشم
تو از آن روی چو مه خسرو ملک ختنی ۲

مادر دهر نیاورد چو تو شیرینی
پدر چرخ نپرورده چو من کوه کنی ۳

دم ز کوثر نزنم تا لبت اندر نظر است
یاد جنت نکنم تا تو در این انجمنی ۴

زان سر زلف دوتا دست نخواهم برداشت
تا مرا جمع نسازی و پریشان نکنی ۵

گر به ساق تو رسد سیم سرشکم نه عجب
که سیه چشم و سهی قامت و سیمین ذقنی ۶

چون فلک عاقبت از بیخ بنم خواهد کند
ستم است اینکه تو بنیاد مرا برنکنی ۷

چشم ایام ندیده‌ست و نخواهد دیدن
که وصال تو چو تویی دست دهد بر چو منی ۸

نزنی سایه بر آن زلف مسلسل گه رقص
تا از این سلسله صد سلسله بر هم نزنی ۹

دیده برداشتن از روی تو مستحسن نیست
که به تصدیق نظر صاحب وجه حسنی ۱۰

هیچ دیوانه به زنجیر نگنجد به نشاط
تا تو با سلسلهٔ زلف شکن برشکنی ۱۱

نازت افزون شده از عجز فروغی، فریاد
که ستم پیشه و عاشق کش و عاجز فکنی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۵ - عشق و کمین گشادنی، ما و ز جان بریدنی
گوهر بعدی:غزل ۴۹۷ - خوش آن که حلقه‌های سر زلف واکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.