هوش مصنوعی: شاعر در میکده با یار قافیه‌دان خود، اشعاری در وصف زیبایی و جمال او می‌خواند. او یار خود را به خورشید و آفتاب تشبیه می‌کند و زیبایی‌های چهره، مو و لب‌های او را ستایش می‌نماید. همچنین، از عشق و شیفتگی خود نسبت به او سخن می‌گوید و تأثیر وجود او را بر جان و دل خود توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۵ - دوش در میکده با آن صنم قافیه‌دان

دوش در میکده با آن صنم قافیه‌دان
خواندم این مطلع شه را و زدم رطل گران ۱

«برقع از روی برافکن که همه خلق جهان
به یکی روز ببینند دو خورشید عیان» ۲

رخ رخشان بنما، دیدهٔ جان را بفروز
لب میگون بگشا آتش دل را بنشان ۳

مهر خورشید رخت هیچ نگنجد به ضمیر
وصف یاقوت لبت هیچ نیاید به زبان ۴

دلستانی تو ولی از همه دلها به کنار
آفتابی تو ولی از همه ذرات نهان ۵

موی عنبر شکنت سلسلهٔ گردن دل
روی خورشیدوشت شعلهٔ عالم جان ۶

دستم از حلقهٔ مویت همه شب مشک فروش
چشمم از تابش رویت همه روز اشک افشان ۷

راستی جز خم ابروی تو نشنیدم من
که مه نو بکشد بر سر خورشید کمان ۸

من ندیدم ز رخ خوب تو فرخنده‌تری
جز بلند اختر فرخ ملک ملک ستان ۹

آفتاب فلک جاه ملک ناصردین
که قرینش ملکی نامده در هیچ قران ۱۰

رفته تا طبع فروغی ز پی مطلع شاه
شعرش افلاک نشین آمد و خورشید نشان ۱۱
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴ - نشئه‌ای داده به من دست از این مطلع شاه
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - ای خامهٔ مشک افشان چون نامه نگار آیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.