هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد جدایی و جفای معشوق شکایت میکند و عشق و وفاداری خود را بیان میدارد. او از شوق دیدار معشوق میگوید و تأکید میکند که بدون او آرامش ندارد. همچنین، شاعر به زیبایی و نورانیت چهره معشوق اشاره کرده و اظهار میدارد که وصال او بالاترین نعمت است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۳ - جفا مکن که جفا رسم دل ربایی نیست
جفا مکن که جفا رسم دل ربایی نیست
جدا مشو که مرا طاقت جدایی نیست ۱
مدام آتش شوق تو در درون منست
چنان که یک دم از آن آتشم رهایی نیست ۲
وفا نمودن و برگشتن و جفا کردن
طریق یاری و آیین دل ربایی نیست ۳
ز عکس چهره ی خود چشم ما منور کن
که دیده را جز از آن وجه روشنایی نیست ۴
من از تو بوسه تمنا کجا توانم کرد
چو گرد کوی توام زهره ی گدایی نیست ۵
به سعی دولت وصلت نمی شود حاصل
محققست که دولت به جز عطایی نیست ۶
عبید پیش کسانی که عشق می ورزند
شب وصال کم از صبح پادشاهی نیست ۷
جدا مشو که مرا طاقت جدایی نیست ۱
مدام آتش شوق تو در درون منست
چنان که یک دم از آن آتشم رهایی نیست ۲
وفا نمودن و برگشتن و جفا کردن
طریق یاری و آیین دل ربایی نیست ۳
ز عکس چهره ی خود چشم ما منور کن
که دیده را جز از آن وجه روشنایی نیست ۴
من از تو بوسه تمنا کجا توانم کرد
چو گرد کوی توام زهره ی گدایی نیست ۵
به سعی دولت وصلت نمی شود حاصل
محققست که دولت به جز عطایی نیست ۶
عبید پیش کسانی که عشق می ورزند
شب وصال کم از صبح پادشاهی نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲ - خوشا کسی که ز عشقش دمی رهایی نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۴ - دلداده را ز تیر ملامت گزند نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.