هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناگفته میگوید و بیان میکند که چگونه میتوان با این دردها کنار آمد. او از عهدی که شکستنش سخت است سخن میگوید و از ایمان آوردن به معشوق و سپس پشیمانی. شاعر همچنین به رازداری در عشق و ناتوانی در پنهان کردن غم اشاره میکند و در نهایت، از دیوانگی عشق و ناعادلانه بودن مجازات آن مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای مانند عشق، فراق، و رازداری است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «کفر» و «ایمان» نیاز به درک بالاتری از مفاهیم عرفانی و ادبی دارند.
غزل ۵۴ - وداع کعبهٔ جان چون توان کرد
وداع کعبهٔ جان چون توان کرد
فراقش بر دل آسان چون توان کرد ۱
طبیبم میرود من درد خود را
نمیدانم که درمان چون توان کرد ۲
مرا عهدیست کاندر پاش میرم
خلاف عهد و پیمان چون توان کرد ۳
به کفر زلفش ایمان هرکه آورد
دگر بارش مسلمان چون توان کرد ۴
مرا گویند پنهان دار رازش
غم عشقست پنهان چون توان کرد ۵
گرفتم راز دل بتوان نهفتن
دوای چشم گریان چون توان کرد ۶
عبید از عشق اگر دیوانه گردد
بدین جرمش به زندان چون توان کرد ۷
فراقش بر دل آسان چون توان کرد ۱
طبیبم میرود من درد خود را
نمیدانم که درمان چون توان کرد ۲
مرا عهدیست کاندر پاش میرم
خلاف عهد و پیمان چون توان کرد ۳
به کفر زلفش ایمان هرکه آورد
دگر بارش مسلمان چون توان کرد ۴
مرا گویند پنهان دار رازش
غم عشقست پنهان چون توان کرد ۵
گرفتم راز دل بتوان نهفتن
دوای چشم گریان چون توان کرد ۶
عبید از عشق اگر دیوانه گردد
بدین جرمش به زندان چون توان کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳ - ز سوز عشق من جانت بسوزد
گوهر بعدی:غزل ۵۵ - عاشق شوریده ترک یار نتوانست کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.