هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از گفتوگو با عقل، جان و دل خود سخن میگوید. عقل او را حیران میداند، جانش خود را فدای او میکند و دلش او را دیوانهای در زلف پریشان معشوق توصیف میکند.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۴ - گفتم عقلم گفت که حیران منست
گفتم عقلم گفت که حیران منست
گفتم جانم گفت که قربان منست ۱
گفتم که دلم گفت که آن دیوانه
در سلسلهٔ زلف پریشان منست ۲
گفتم جانم گفت که قربان منست ۱
گفتم که دلم گفت که آن دیوانه
در سلسلهٔ زلف پریشان منست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۵۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳ - ای مقصد خورشید پرستان رویت
گوهر بعدی:رباعی ۵ - دوران بقا بیمی و ساقی حشواست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.