هوش مصنوعی:
شاعر از تأثیر عمیق پیامهای عاشقانه بر خود میگوید که باعث از دست دادن عقل و هوش و شعلهور شدن آتش شوق در جانش شده است. او با وجود درد و رنج، امیدوار است که به زودی با معشوق آشنا شود و معتقد است که با وجود یار، غم و اندوه معنایی ندارد.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
بخش ۱۴ - رسیدن جواب عاشق بمعشوق
چو این پیغامها در گوش کردم
بکلی ترک عقل و هوش کردم ۱
ز شوقش آتشی در جانم افتاد
دلم دریای خون از دیده بگشاد ۲
ولی میداد هردم دل گوائی
که با او زود یابم آشنائی ۳
دو روزی گر دلی خرم نباشد
چو دولت یار باشد غم نباشد ۴
بکلی ترک عقل و هوش کردم ۱
ز شوقش آتشی در جانم افتاد
دلم دریای خون از دیده بگشاد ۲
ولی میداد هردم دل گوائی
که با او زود یابم آشنائی ۳
دو روزی گر دلی خرم نباشد
چو دولت یار باشد غم نباشد ۴
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۴
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۳ - تمامی سخن معشوق
گوهر بعدی:بخش ۱۵ - پیغام فرستادن بمعشوق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.