هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق، مینوشی، و بیاعتباری عهد و پیمان دنیا سخن میگوید. او خود را عاشقی میداند که از توبهکاران دوری میکند و به جای آن، به عشق و مستی روی میآورد. شاعر همچنین از بیاعتباری دنیا و پیمانهایش شکایت میکند و ترجیح میدهد به جای اعتماد به دنیا، با می و ساغر پیمان ببندد. او خود را غواص عشق میداند و از دردانههای عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۴۶ - من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
محتسب داند که من این کارها کمتر کنم ۱
من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها
توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم ۲
عشق دردانهست و من غواص و دریا میکده
سر فروبردم در آن جا تا کجا سر برکنم ۳
لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق
داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم ۴
بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب من
تا ز اشک و چهره راهت پرزر و گوهر کنم ۵
من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنجها
کی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنم ۶
چون صبا مجموعه ی گل را به آب لطف شست
کج دلم خوان گر نظر بر صفحه ی دفتر کنم ۷
عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار
عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم ۸
من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست
کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم ۹
گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتم
گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم ۱۰
عاشقان را گر در آتش میپسندد لطف دوست
تنگ چشمم گر نظر در چشمه ی کوثر کنم ۱۱
دوش لعلش عشوهای میداد حافظ را ولی
من نه آنم کز وی این افسانهها باور کنم ۱۲
محتسب داند که من این کارها کمتر کنم ۱
من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها
توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم ۲
عشق دردانهست و من غواص و دریا میکده
سر فروبردم در آن جا تا کجا سر برکنم ۳
لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق
داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم ۴
بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب من
تا ز اشک و چهره راهت پرزر و گوهر کنم ۵
من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنجها
کی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنم ۶
چون صبا مجموعه ی گل را به آب لطف شست
کج دلم خوان گر نظر بر صفحه ی دفتر کنم ۷
عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار
عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم ۸
من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست
کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم ۹
گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتم
گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم ۱۰
عاشقان را گر در آتش میپسندد لطف دوست
تنگ چشمم گر نظر در چشمه ی کوثر کنم ۱۱
دوش لعلش عشوهای میداد حافظ را ولی
من نه آنم کز وی این افسانهها باور کنم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۸۵۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۵ - بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
گوهر بعدی:غزل ۳۴۷ - صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.