هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از فراق و هجران معشوق شکایت می‌کند و از خداوند می‌خواهد که این بلا را از او دور کند. شاعر از زیبایی‌های طبیعت و معشوق سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که شرایط تغییر کند و شادی و عشق جایگزین غم و فراق شود.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده‌ی ادبیات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۳۸۴ - می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان ۱

مه جلوه می‌نماید بر سبز خنگ گردون
تا او به سر درآید بر رخش پا بگردان ۲

مرغول را برافشان، یعنی به رغم سنبل
گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان ۳

یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست
در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان ۴

ای نور چشم مستان در عین انتظارم
چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان ۵

دوران همی‌نویسد بر عارضش خطی خوش
یا رب نوشته ی بد از یار ما بگردان ۶

حافظ ز خوب رویان بختت جز این قدر نیست
گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۸۲۲
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۳ - چندان که گفتم غم با طبیبان
گوهر بعدی:غزل ۳۸۵ - یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.