هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از خداوند درخواست می‌کند تا عزیزان از دست رفته‌اش را به او بازگرداند و دل آزرده‌اش را تسلی دهد. او از خدا می‌خواهد که یار مه‌رویش را به او بازگرداند و آرزوهایش را برآورده سازد. شاعر همچنین ابراز می‌کند که بدون یارش زندگی برایش معنایی ندارد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۳۸۵ - یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان ۱

دل آزرده ی ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان ۲

ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند
یار مه روی مرا نیز به من بازرسان ۳

دیده‌ها در طلب لعل یمانی خون شد
یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان ۴

برو ای طایر میمون همایون آثار
پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان ۵

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان ۶

آن که بودی وطنش دیده ی حافظ یا رب
به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۸۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۴ - می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
گوهر بعدی:غزل ۳۸۶ - خدا را کم نشین با خرقه پوشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.