هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد عشق بی‌پاسخ و انتظار بی‌پایان سخن می‌گوید. شاعر از دل‌دردی بی‌درمان، چشمی بی‌خواب و شبی بی‌پایان می‌گوید که نماد رنج و اندوه اوست. همچنین، به زیبایی و سادگی عشق اشاره می‌کند که بی‌نیاز از عنوان و توصیف است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، مفاهیمی مانند درد بی‌درمان و انتظار بی‌پایان نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۲۸ - سری دارم که سامان نیست او را

سری دارم که سامان نیست او را
به دل دردی که درمان نیست او را ۱

به راه انتظارم هست چشمی
که خوابی هم پریشان نیست او را ۲

به عشق از گریه هم ماندم چه جویم
باران از کشتی که یاران نیست او را ۳

فرامش کرد عمرم روز را ز اینک
شبی دارم که پایان نیست او را ۴

خط نو خیز و لب ساده از آنست
خوش آن مضمون که عنوان نیست او را ۵

ز خسرو رخ مپیچ ار گشت ناچیز
خیالی هست گرجان نیست او را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷ - بهار پرده بر انداخت روی نیکو را
گوهر بعدی:غزل ۲۹ - ای صبا بوسه زن ز من در او را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.