هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق و همچنین مفاهیمی مانند صبر، عشق الهی، و ادب است. شاعر از معشوق خود به عنوان موجودی بی‌نظیر و الهی یاد می‌کند و از رنج‌های عشق و دوری می‌نالد. همچنین، تأکید بر پاکی دل و دوری از مردم ناپاک دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۴۸۴ - تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی

تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
ور نه هر فتنه که بینی همه از خود بینی ۱

به خدایی که تویی بنده بگزیده او
که بر این چاکر دیرینه کسی نگزینی ۲

گر امانت به سلامت ببرم باکی نیست
بی دلی سهل بود گر نبود بی‌دینی ۳

ادب و شرم تو را خسرو مه رویان کرد
آفرین بر تو که شایسته صد چندینی ۴

عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار
ظاهرا مصلحت وقت در آن می‌بینی ۵

صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
عاشقان را نبود چاره به جز مسکینی ۶

باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست
که تو خوشتر ز گل و تازه‌تر از نسرینی ۷

شیشه بازی سرشکم نگری از چپ و راست
گر بر این منظر بینش نفسی بنشینی ۸

سخنی بی‌غرض از بنده مخلص بشنو
ای که منظور بزرگان حقیقت بینی ۹

نازنینی چو تو پاکیزه دل و پاک نهاد
بهتر آن است که با مردم بد ننشینی ۱۰

سیل این اشک روان صبر و دل حافظ برد
بلغ الطاقه یا مقله عینی بینی ۱۱

تو بدین نازکی و سرکشی ای شمع چگل
لایق بندگی خواجه جلال الدینی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۸۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۳ - سحرگه ره روی در سرزمینی
گوهر بعدی:غزل ۴۸۵ - ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.