هوش مصنوعی:
شاعر از تلخیهای زندگی و دوری از معشوق شکایت میکند و بیان میکند که هیچ چیز تلختر از دوری نیست. او اسیر دوری و ناامید از وصال است و شبهای تاریک و بیامیدی را تجربه میکند. در نهایت، وقتی خواهان کمی شادی میشود، پاسخ میشنود که شادی رایگان نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، بیان احساسات پیچیده و ناامیدی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۴۳ - یکایک تلخی دوران چشیدم
یکایک تلخی دوران چشیدم
زهجران هیچ شربت تلخ تر نیست
اسیر هجر و نومید از وصالم
شبم تاریک و امید سحر نیست
به یک جان خواستم یک جام شادی
ز دور چرخ گفتا رایگان نیست
زهجران هیچ شربت تلخ تر نیست
اسیر هجر و نومید از وصالم
شبم تاریک و امید سحر نیست
به یک جان خواستم یک جام شادی
ز دور چرخ گفتا رایگان نیست
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۲ - عمر به پایان رسید در هوس روی دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴ - تاراج گشت ملک دل از جور نیکوان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.