هوش مصنوعی:
شاعر از درد عشق و جور معشوق شکایت میکند و به دل خود توصیه میکند که از این عشق بگذرد، زیرا دیگر ارزشی ندارد. همچنین، او از شنیدن سخنان ناآگاهان درباره عشق پرهیز میدهد و اشاره میکند که بهترین داستانها در افسانهها یافت نمیشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
غزل ۱۴۴ - تاراج گشت ملک دل از جور نیکوان
تاراج گشت ملک دل از جور نیکوان
ای دل برو که برده و بران خراج نیست
مشنو حدیث بیخبران در بیان عشق
دانی که احسن القصص اندر فسانه نیست
ای دل برو که برده و بران خراج نیست
مشنو حدیث بیخبران در بیان عشق
دانی که احسن القصص اندر فسانه نیست
۴۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۳ - یکایک تلخی دوران چشیدم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵ - بیدار شو دلا که جهان جای خواب نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.