هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از درد جدایی و عشق نافرجام می‌گوید و بیان می‌کند که عقلش او را ترک کرده و نمی‌تواند با دیوانگی عشق کنار بیاید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است.

غزل ۱۷۱ - مشکلست آزاد بودن دل که با دلبر نشست

مشکلست آزاد بودن دل که با دلبر نشست
مردنست از تن جدایی دل که با جان خو گرفت

عقل بیرون شد زمن پرسیدمش کاین چیست ؟ گفت :
ما که هشیاریم ! با دیوانه نتوان خو گرفت
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۰ - ساقی بیار می که چنان سوخت دل ز عشق
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲ - هست صحرا چون کف دست و بر او لاله چو جام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.