هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج ناشی از هجران و جفاست. شاعر از تلخیهای زندگی و غم هجران مینالد و تصمیم میگیرد که برای رهایی از این غم، جان خود را فدا کند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، اشاره به فدا کردن جان نیازمند درک بالاتری از احساسات و موقعیتهای پیچیده است.
غزل ۱۸۴ - کسی تلخی من داند که بیند خندهٔ شیرین
کسی تلخی من داند که بیند خندهٔ شیرین
کسی خون خوردنم داند که بیند گریهٔ فرهاد
مرا تا کی غم هجر تو پامال جفا دارد
بخواهم داد جان بر باد ازین غم هر چه باداباد
کسی خون خوردنم داند که بیند گریهٔ فرهاد
مرا تا کی غم هجر تو پامال جفا دارد
بخواهم داد جان بر باد ازین غم هر چه باداباد
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۳ - ای درج لعل دوست مگر خاتم جمی
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵ - تغافل کردنت بیفتنهای نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.