هوش مصنوعی:
شاعر از تضاد بین زیبایی و حیات بخشی گل در جهان و رنج خود از بوی گل که یادآور فردی دیگر است و باعث از دست رفتن جانش میشود، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد.
غزل ۳۴۱ - شد جهان زنده به بوی گل ولی من چون زیم
شد جهان زنده به بوی گل ولی من چون زیم
کز گلم بوی کسی میآید و جان می رود
کز گلم بوی کسی میآید و جان می رود
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۰ - بازآن سوار مست به نخجیر میرود
گوهر بعدی:غزل ۳۴۲ - عمری در آرزوی تو رفتست و میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.