هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از درد عشق و ناکامی‌هایش می‌گوید. او از بی‌وفایی معشوق، پریشانی دل، و عمری که در غم جوانی گذشت، شکایت دارد. همچنین آرزو می‌کند که اگر دلش خوش نیست، دیگران نیز خوش نباشند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۴۹۰ - به جای بود دلم تا نشسته بود آن زلف

به جای بود دلم تا نشسته بود آن زلف
به باد شد چو پریشان بیوفتاد دلم

هزار عهد بکردم که ننگرم رویش
چو پیش چشم من آمد نایستاد دلم

تمام عمر من اندرغم جوانان رفت
که هیچگاه از یشان نبود شاد دلم

دلت بناخوشی روزگار سوختگان
اگر خوش است همه عمر خوش مباد دلم
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۹ - رخی که برکف پای تو سیم تن مالم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۱ - ز بسکه سینه خراشم چو گل ز دست فراق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.