هوش مصنوعی: شاعر از درد فراق و جدایی می‌نالد و توصیف می‌کند که چگونه قلبش از این درد می‌سوزد و حتی پس از مرگ نیز این رنج ادامه دارد. او از عشق و هجران سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را با تصاویر گوناگون مانند گل، لاله و خون بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی احساسات عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد. همچنین، درک کامل مفاهیم ادبی و عاشقانه‌ی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۹۱ - ز بسکه سینه خراشم چو گل ز دست فراق

ز بسکه سینه خراشم چو گل ز دست فراق
چو لاله غرقهٔ خون است چاک پیرهنم

ز بعد مردنم از سوز دل چنین باشد
بسوزداز تب هجر تو در لحد کفنم
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۰ - به جای بود دلم تا نشسته بود آن زلف
گوهر بعدی:غزل ۴۹۲ - دردیده چه کار آید این اشک چو بارانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.