هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر زیبایی و برتری معشوق خود را ستایش میکند و او را با عناصر طبیعی و اساطیری مانند آسمان، یوسف و نور مصطفی مقایسه میکند. شاعر از عظمت و جلال معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی زمین و آسمان در برابر او ناچیز هستند. همچنین، شاعر از تغییرات ناگهانی و قدرت معشوق سخن میگوید و تأثیر او را بر جهان توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیم اساطیری و فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر دیده میشود.
غزل ۲۵ - من دی نگفتم مر تو را کی بینظیر خوش لقا
من دی نگفتم مَر تو را کِی بینَظیرِ خوشْ لِقا
ای قَدِّ مَهْ از رَشکِ تو، چون آسْمان گشته دوتا ۱
امروز صد چندان شُدی، حاجِب بُدیْ سُلطان شُدی
هم یوسُفِ کَنْعان شُدی، هم فَرِّ نورِ مُصطفی ۲
امشب سِتایَمْت ای پَری، فردا زِ گفتن بُگْذری
فردا زمین و آسْمانْ در شرحِ تو باشد فَنا ۳
امشب غَنیمَت دارَمَت، باشم غُلام و چاکَرَت
فردا مَلَکْ بیهُش شود، هم عَرشْ بِشْکافَد قَبا ۴
ناگَهْ بَرآیَد صَرصَری، نی بامْ مانَد نه دَری
زین پَشِّگان پَر کِه زَنَد، چون که ندارد پیل پا ۵
باز از میانِ صَرصَرَش، دَرتابَد آن حُسن و فَرَش
هر ذَرّهیی خندان شود، در فَرِّ آن شَمسُ الضُّحی ۶
تَعلیم گیرد ذَرهّها، زان آفتابِ خوشْ لِقا
صد ذَرِّگیِّ دِلْرُبا، کانها نبودش زِابْتِدا ۷
ای قَدِّ مَهْ از رَشکِ تو، چون آسْمان گشته دوتا ۱
امروز صد چندان شُدی، حاجِب بُدیْ سُلطان شُدی
هم یوسُفِ کَنْعان شُدی، هم فَرِّ نورِ مُصطفی ۲
امشب سِتایَمْت ای پَری، فردا زِ گفتن بُگْذری
فردا زمین و آسْمانْ در شرحِ تو باشد فَنا ۳
امشب غَنیمَت دارَمَت، باشم غُلام و چاکَرَت
فردا مَلَکْ بیهُش شود، هم عَرشْ بِشْکافَد قَبا ۴
ناگَهْ بَرآیَد صَرصَری، نی بامْ مانَد نه دَری
زین پَشِّگان پَر کِه زَنَد، چون که ندارد پیل پا ۵
باز از میانِ صَرصَرَش، دَرتابَد آن حُسن و فَرَش
هر ذَرّهیی خندان شود، در فَرِّ آن شَمسُ الضُّحی ۶
تَعلیم گیرد ذَرهّها، زان آفتابِ خوشْ لِقا
صد ذَرِّگیِّ دِلْرُبا، کانها نبودش زِابْتِدا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۵۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴ - چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را ؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶ - هر لحظه وحی آسمان، آید به سر جانها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.