هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از لحظات آرام و عاشقانهاش در سایهی بید و کنار آب میگوید. او از حضور جانان، خواب، مستی، و نوای موسیقی در سایه لذت میبرد. همچنین، گفتوگویی عاشقانه بین او و یارش اتفاق میافتد که بر زیبایی این لحظات میافزاید.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند «مست و خراب» و فضای عاشقانهی متن، آن را برای مخاطبان با سنین بالاتر مناسب میسازد.
غزل ۵۹۴ - به باغ سایهٔ بیدست و آب در سایه
به باغ سایهٔ بیدست و آب در سایه
ازین سپس من و جانان و خواب در سایه
به بانگ نوش، مگر ساقیم کند بیدار
چو خفته باشم و مست و خراب در سایه
به سایه خفته بدم دی که یار آمد و گفت
چه خفتهای که رسید آفتاب در سایه
هوای گرم و تو نازک، برون مرو جانا
بنوش با من صهبای ناب در سایه
بگفت خسرو بگشای زلف تا شیند
حریف و مطرب و چنگ و رباب درسایه
ازین سپس من و جانان و خواب در سایه
به بانگ نوش، مگر ساقیم کند بیدار
چو خفته باشم و مست و خراب در سایه
به سایه خفته بدم دی که یار آمد و گفت
چه خفتهای که رسید آفتاب در سایه
هوای گرم و تو نازک، برون مرو جانا
بنوش با من صهبای ناب در سایه
بگفت خسرو بگشای زلف تا شیند
حریف و مطرب و چنگ و رباب درسایه
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۳ - ای فراق تو یار دیرینه
گوهر بعدی:غزل ۵۹۵ - بس که دو دیدهٔ سیه بر کف پای سودمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.