هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که مفاهیم عمیق معنوی و فلسفی را بیان می‌کند. در این شعر، شاعر از عناصر طبیعت و مفاهیم انتزاعی مانند جان، چشمان معنوی، وحدت، و عشق الهی استفاده می‌کند تا به مخاطب پیام‌های روحانی و اخلاقی منتقل کند. شاعر از مفاهیمی مانند فداکاری، وحدت وجود، و رهایی از دغدغه‌های دنیوی سخن می‌گوید و مخاطب را به سمت درک عمیق‌تری از هستی و معنویت هدایت می‌کند.
رده سنی: 18+ این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که برای درک و تجربه کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. مفاهیمی مانند وحدت وجود، فداکاری، و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و دانش بیشتری دارد.

غزل ۵۶ - عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را

عُطارِد مُشتری باید، مَتاعِ آسْمانی را
مَهی مِریخ چَشم اَرْزَد، چراغِ آن جهانی را ۱

چو چَشمی مُقْتَرِن گردد، بدان غَیبی چراغِ جان
بِبینَد بی‌قَرینه او، قَرینانِ نَهانی را ۲

یکی جانِ عَجَب باید، که دانَد جانْ فِدا کردن
دو چَشمِ مَعنوی باید، عروسانِ مَعانی را ۳

یکی چَشمی‌ست بِشْکُفته، صِقالِ روحْ پَذْرُفته
چو نرگس خوابِ او رَفته، برایِ باغْبانی را ۴

چُنین باغ و چُنین شش جو، پَسِ این پنج و این شش جو
قیاسی نیستْ، کمتر جو قیاس اِقْتِرانی را ۵

به صَف‌ها رایَتِ نُصرت، به شب‌ها حارِسِ اُمَّت
نَهاده بر کَفِ وَحدت، دُرِ سَبْعُ اَلْمَثانی را ۶

شِکَسته پُشتِ شیطان را، بِدیده رویِ سُلطان را
که هر خَس از بِنا داند به اِسْتِدلالْ بانی را ۷

زِهی صافیْ زِهی حُرّی، مِثالِ میْ خوشی، مُرّی
کسی دُزدَد چُنین دُرّی، که بُگْذارد عَوانی را ۸

اِلَی اَلْبَحْرِ تَوَجَّهْنا وَ مِنْ عَذْبٍ تَفَکَّهْنا
لَقینَا الُّدرَّ مَجّانًا، فَلا نَبْغِی الدَّنانی را ۹

لَقیتُ اَلْماءَ عَطْشانَا، لَقیتُ الرِّزْقَ عُرْیانا
صَحِبْتُ اللَّیْثَ اَحْیانًا، فَلا اَخْشَی السَّنانی را ۱۰

توی موسیّ عَهدِ خود، دَرآ در بَحرِ جَزر و مَد
رَهِ فرعون باید زَد، رَها کُن این شَبانی را ۱۱

اَلا ساقی به جانِ تو، به اِقْبالِ جوانِ تو
به ما دِهْ از بَنانِ تو، شرابِ اَرغَوانی را ۱۲

بِگَردان بادهٔ شاهی، که هَم دَردیّ و هم راهی
نشانِ دَرد اگر خواهی، بیا بِنْگَر نشانی را ۱۳

بیا دَردِه می اَحْمَر، که هم بَحر است و هم گوهر
بِرهنه کُن به یک ساغَر، حَریفِ اِمْتِحانی را ۱۴

بُرو ای رَه زَنِ مستان، رَها کُن حیله و دَستان
که رَه نَبْوَد دَرین بُستانْ دَغا و قَلْتَبانی را ۱۵

جوابِ آنْ کِه می‌گوید به زَر نَخْریده‌یی جان را
که هِنْدو قَدْر نَشْناسَد مَتاعِ رایگانی را ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
کانال گوهرین در ایتا
۸۴۶
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵ - شب قدر است جسم تو، کزو یابند دولت‌ها
گوهر بعدی:غزل ۵۷ - مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.