هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به توصیف مفاهیم عمیق روحانی و عشق الهی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند دریا، آتش، عشق و عقل استفاده می‌کند تا مفاهیم پیچیده‌ای مانند وحدت وجود، عشق الهی و سفر روحانی را بیان کند. در این شعر، شاعر به مخاطب توصیه می‌کند که از لاف زدن و خستگی بپرهیزد و به جای آن، به درون خود بنگرد و حقیقت وجودی خود را درک کند.
رده سنی: 18+ متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و ناملموس باشد.

غزل ۶۵ - ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحرا

بِبین ذَرّاتِ روحانی، که شُد تابان از این صَحرا
بِبین این بَحر و کَشتی‌ها، که بَرهَم می‌زنند این جا ۱

ببین عَذرا و وامِق را، در آن آتش خَلایِق را
بِبین معشوق و عاشق را، بِبین آن شاه و آن طُغْرا ۲

چو جوهر قُلْزُم اَنْدَر شُد، نه پنهان گشت و نی تَر شُد
زِ قُلْزُم آتشی بَرشُد، دَر او هَم لا و هَم اِلّا ۳

چو بی‌گاه است آهسته، چو چَشمَت هست بَربَسته
مَزَن لاف و مَشو خسته، مَگو زیر و مَگو بالا ۴

که سویِ عقلِ کَژْبینی، دَرآمَد از قَضا کینی
چو مَفلوجیْ چو مِسکینی، بِمانْد آن عقل هَم بَرجا ۵

اگر هستی تو از آدم،دَرین دریا فروکَش دَم
که اینَت واجبست ای عَم، اگر امروز اگر فردا ۶

زِ بَحر این دُر خَجِل باشد، چه جایِ آب و گِل باشد؟
چه جان و عقل و دل باشد، که نَبْوَد او کَفِ دریا؟ ۷

چه سودا می‌پَزَد این دل؟ چه صَفرا می‌کُند این جان؟
چه سَرگردان هَمی‌دارد، تو را این عقلِ کارْاَفْزا؟ ۸

زِهی ابرِ گُهَربیزی زِ شَمسُ الدّینِ تبریزی
زِهی اَمْن و شِکَرریزی، میانِ عالَمِ غوغا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۵۴
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴ - تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
گوهر بعدی:غزل ۶۶ - تو را ساقی جان گوید، برای ننگ و نامی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.