هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق به عنوان عامل جاودانگی و رهایی از محدودیتهای مادی سخن میگوید. او مرگ را چارهای برای ماندن در جهان نمیداند، بلکه عشق را راهی برای زنده ماندن و رسیدن به حیات ابدی میشناسد. شاعر از رهایی از زندان تن و جان و رسیدن به آرامش در عشق میگوید و از تلاشهای خود برای پنهان ماندن از آسیبها و رسیدن به امنیت سخن میراند. در نهایت، او به امید زنده ماندن در یادها و ترانههای صبحگاهی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل شمارهٔ ۸۹ - زیان شهرت
به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم
به عشق زنده شدم تا که جاودان مانم ۱
چو مردم از تن و جان وارهاندم از زندان
به عشق زنده شوم جاودان به جان مانم ۲
به مرگ زنده شدن هم حکایتی است عجیب
اگر غلط نکنم خود به جاودان مانم ۳
در آشیانه طوبا نماندم از سرناز
نه خاکیم که به زندان خاک دان مانم ۴
ز جویبار محبت چشیدم آب حیات
که چون همیشه بهار ایمن از خزان مانم ۵
چه سال ها که خزیدم به کنج تنهایی
که گنج باشم و بی نام و بی نشان مانم ۶
دریچه های شبستان به مهر و مه بستم
بدان امید که از چشم بد نهان مانم ۷
به امن خلوت من تاخت شهرت و نگذاشت
که از رفیق زیانکار در امان مانم ۸
به شمع صبحدم شهریار و قرآنش
کزین ترانه به مرغان صبح خوان مانم ۹
به عشق زنده شدم تا که جاودان مانم ۱
چو مردم از تن و جان وارهاندم از زندان
به عشق زنده شوم جاودان به جان مانم ۲
به مرگ زنده شدن هم حکایتی است عجیب
اگر غلط نکنم خود به جاودان مانم ۳
در آشیانه طوبا نماندم از سرناز
نه خاکیم که به زندان خاک دان مانم ۴
ز جویبار محبت چشیدم آب حیات
که چون همیشه بهار ایمن از خزان مانم ۵
چه سال ها که خزیدم به کنج تنهایی
که گنج باشم و بی نام و بی نشان مانم ۶
دریچه های شبستان به مهر و مه بستم
بدان امید که از چشم بد نهان مانم ۷
به امن خلوت من تاخت شهرت و نگذاشت
که از رفیق زیانکار در امان مانم ۸
به شمع صبحدم شهریار و قرآنش
کزین ترانه به مرغان صبح خوان مانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۸۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۸۸ - به مرغان چمن
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۹۰ - چشمه قاف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.