خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی است که معشوق خود را به ماه تشبیه می‌کند و از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید. او از بلندبختی خود می‌گوید که به معشوق راه یافته و از او می‌خواهد که روی زیبای خود را بگشاید و از گناه نهراسد. شاعر همچنین از تعلق معشوق به شب سیاه و تأثیر نگاه او بر دل‌ها سخن می‌گوید و در نهایت، از قیامتی می‌گوید که با حضور معشوق معنای دیگری دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند «گناه» و «قیامت» نیاز به درک فلسفی و عاطفی بیشتری دارند.

مشاهده کامل

غزل شمارهٔ ۱۳۹ - پری و فروغ

ز دریچه‌های چشمم نظری به ماه داری
چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری ۱

به شب سیاه عاشق چه کند پری که شمعی است
تو فروغ ماه من شو که فروغ ماه داری ۲

بگشای روی زیبا ز گناه آن میندیش
به خدا که کافرم من تو اگر گناه داری ۳

من از آن سیاه دارم به غم تو روز روشن
که تو ماهی و تعلق به شب سیاه داری ۴

تو اگر به هر نگاهی ببری هزارها دل
نرسد بدان نگارا که دلی نگاهداری ۵

نفس علیل پیران تب لازم آورد، هان
تو چه لازم این جوانی به تبی تباه داری ۶

تو که چون منیژه گیسو بُوَدَت کمند رستم
ز چه ماه من چو بیژن خود اسیر چاه داری ۷

تو به هر گدا میامیز و شکوهِ حُسن مشکن
که لیاقتِ تشرّف به حضور شاه داری ۸

برو و به دلبری کو ملکه است در وجاهت
بگذر که ماه رویش به محاق آه داری ۹

دگران روند تنها به مثل به قاضی اما
تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری ۱۰

به چمن گلی که خواهد به تو ماند از وجاهت
تو اگر بخواهی ای گل کمش از گیاه داری ۱۱

دگران به نرد عشقت به هوای بوسه تازند
تو چرا هوای بازی سر دل‌بخواه داری ۱۲

به سر تو شهریارا گذرد قیامت و باز
چه قیامتست حالی که تو گاه گاه داری ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۳۸ - ماه کلیسا
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۴۰ - خال برنده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.