هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از دیدار با معشوقهای (حور) میگوید که دست او را میبندد و با نیشی استادانه او را میآزارد. شاعر در پاسخ به هشدار معشوقه برای هشیاری و پرهیز از رفتارهای نابخردانه، عشق و دلبستگی خود را به او ابراز میکند و این رفتارها را ناشی از شیفتگی به معشوقه میداند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و تمثیلی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند «نیش» و «رگ زدن» نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر دارد.
شماره ۳۴ - آمد آن حور و دست من بربست
آمد آن حور و دست من بربست
زده استادوار نیش به دست ۱
زنخ او به دست بگرفتم
چون رگ دست من ز نیش بخست ۲
گفت هشیار باش و آهسته
دست هر جا مزن چون مردم مست ۳
گفتمش گر به دست بگرفتم
زنخ سادهٔ تو عذرم هست ۴
زان که هنگام رگ زدن شرطست
گوی سیمین گرفتن اندر دست ۵
زده استادوار نیش به دست ۱
زنخ او به دست بگرفتم
چون رگ دست من ز نیش بخست ۲
گفت هشیار باش و آهسته
دست هر جا مزن چون مردم مست ۳
گفتمش گر به دست بگرفتم
زنخ سادهٔ تو عذرم هست ۴
زان که هنگام رگ زدن شرطست
گوی سیمین گرفتن اندر دست ۵
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۵
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - هر که در خطهٔ مسلمانیست
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - آمد آن رگ زن مسیح پرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.