هوش مصنوعی:
این شعر از سنایی بیانگر نگرانیهای شاعر درباره نبودن فردی خاص (احتمالاً حامی یا دوست) و تأثیر آن بر موقعیت اجتماعی و سیاسی اوست. شاعر از تغییرات ناگهانی در تقدیر و قضای الهی سخن میگوید و ترس از دست دادن موقعیت خود در دیوان وزارت را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و سیاسی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تاریخی و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۲ - ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخ
ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخ
بی تو زحل و زهره به حوت و حمل آید ۱
هرچ آن تو طمع داری کاید ز کواکب
ویحک همه از حکم قضای ازل آید ۲
روزی که به دیوان مثلا دیرتر آیی
ترسی که در اسباب وزارت خلل آید ۳
گفتهست سنایی که ترا با همه تعظیم
ای بس که به دیوان وزارت بدل آید ۴
بی تو زحل و زهره به حوت و حمل آید ۱
هرچ آن تو طمع داری کاید ز کواکب
ویحک همه از حکم قضای ازل آید ۲
روزی که به دیوان مثلا دیرتر آیی
ترسی که در اسباب وزارت خلل آید ۳
گفتهست سنایی که ترا با همه تعظیم
ای بس که به دیوان وزارت بدل آید ۴
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۴
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - اول خلل ای خواجه ترا در امل آید
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - کسی را که سر حقیقت عیان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.