هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که از جدایی از خود و رسیدن به وحدت با معشوق الهی سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که با فنا شدن در عشق الهی، از غم و اندوه رها شده و به شادی و مستی معنوی رسیده است. او از رهایی از نیک و بد و طاعت و فساد سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که در این سفر معنوی، راه‌ها به رویش گشوده شده و به مقصود رسیده است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۲۸ - ما را سفری فتاد بی‌ما

ما را سَفَری فُتاد بی‌ما
آن جا دلِ ما گُشاد بی‌ما ۱

آن مَهْ که زِ ما نَهان هَمی‌شُد
رُخ بر رُخِ ما نَهاد بی‌ما ۲

چون در غَمِ دوست جان بِدادیم
ما را غَمِ او بِزاد بی‌ما ۳

ماییم همیشه مَستْ بی میْ
ماییم همیشه شادْ بی‌ما ۴

ما را مَکُنید یاد هرگز
ما خود هستیم یاد بی‌ما ۵

بی ما شُده‌ایم شاد، گوییم
ای ما که همیشه باد بی‌ما ۶

دَرها همه بسته بود بَر ما
بُگْشود چو راه داد بی‌ما ۷

با ما دلِ کیْقُباد بَنده‌ست
بَنده‌ست چو کیقُباد بی‌ما ۸

ماییم زِ نیک و بَد رَهیده
از طاعَت و از فساد بی‌ما ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۷۵۶
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - کو مطرب عشق چست دانا؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - مشکن دل مرد مشتری را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.