هوش مصنوعی:
شاعر در این متن اظهار پشیمانی از تولد و زندگی میکند و آرزو میکند که ای کاش هرگز به دنیا نمیآمد یا بلافاصله پس از تولد جان میسپرد. او از نبود نیکی در جهان و نبود کسی برای درمیان گذاشتن رازهایش شکایت دارد و از روزهای سخت حال و آینده مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق فلسفی و عاطفی مانند پشیمانی از زندگی، اندوه و ناامیدی است که درک و پردازش آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، این موضوعات میتوانند برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشند.
شماره ۱۹۳ - ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
یا پس چو زاده بودم جان را بدادمی ۱
چون زادم و ندادم جان آن گزیدمی
کاندر دهان خلق به نیکی فتادمی ۲
نیکو چو نیست یافتمی باری از جهان
آخر کسی که رازی با او گشادمی ۳
امروز بس زدی پس و بسیار بدترم
فردا مباد گر بود او من مبادمی ۴
یا پس چو زاده بودم جان را بدادمی ۱
چون زادم و ندادم جان آن گزیدمی
کاندر دهان خلق به نیکی فتادمی ۲
نیکو چو نیست یافتمی باری از جهان
آخر کسی که رازی با او گشادمی ۳
امروز بس زدی پس و بسیار بدترم
فردا مباد گر بود او من مبادمی ۴
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۴
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - خود درشتی گر ببیند کور چشم و کور دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.