هوش مصنوعی:
این شعر به مدح و ستایش یک پادشاه یا شخصیت بلندمرتبه میپردازد که با آمدنش، جهان و عناصر طبیعت تحت تأثیر قرار گرفتهاند. از نشانههای قدرت و عدالت او سخن میگوید و اینکه دوران جدیدی با حضور او آغاز شده است. عناصر طبیعی و اساطیری مانند خورشید، عنقا، سلیمان، ادریس، و فرشتگان در خدمت او هستند و جهان به فرمان او نظم یافته است.
رده سنی:
15+
این شعر به دلیل استفاده از مفاهیم بلاغی پیچیده، اشارات اساطیری و ادبیات فاخر، برای درک کامل نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارد. نوجوانان و بزرگسالانی که با شعر کلاسیک فارسی آشنایی دارند، بهتر میتوانند از زیباییهای آن لذت ببرند.
شمارهٔ ۶۹ - در مدح نظام الملک قوام الدین
کسرای عهد بین که در ایوان نو نشست
خورشید در نطاق شبستان نو نشست ۱
عنقا به باغ بخت و سلیمان به تخت عز
با جاه نو رسید و به امکان نو نشست ۲
ادریس دین حدیقهٔ فردوس تازه یافت
رضوان ملک بر در بستان نو نشست ۳
این هفت تاب خانه مشبک شد از دعا
تا شاه در مقرنس ایوان نو نشست ۴
در طارمی که هست سه وقت اندر او سه عید
با طالع سعید به برهان نو نشست ۵
چرخ آن دو قرص زرد و سپید اندر آستین
آمد بر آستانش و بر خوان نو نشست ۶
بر درگهش که فرق فلک خاک خاک اوست
دهر کهن به پهلوی دربان نو نشست ۷
در کفش پاسبانش هر سنگ ریزهای
چون گوهری بر افسر سلطان نو نشست ۸
در درس دعوت از پی هارونی درش
پیرانه سر فلک به دبستان نو نشست ۹
رایش که مشرفی قضا کرد عاقبت
ملک ابد گرفت و به دیوان نو نشست ۱۰
عکسی ز آخشیج حسامش هوا گرفت
بالای سدره عنصر و ارکان نو نشست ۱۱
مهر سپهر ملک بماناد کز کفش
بر فرق فرقد افسر احسان نو نشست ۱۲
بگذشت عهد ماتم و عهد بقا رسید
بر کاینات یکسره فرمان نو نشست ۱۳
جاوید باد کز کرمش جان هر گهر
بر گنج نو برآمد و بر کان نو نشست ۱۴
خورشید در نطاق شبستان نو نشست ۱
عنقا به باغ بخت و سلیمان به تخت عز
با جاه نو رسید و به امکان نو نشست ۲
ادریس دین حدیقهٔ فردوس تازه یافت
رضوان ملک بر در بستان نو نشست ۳
این هفت تاب خانه مشبک شد از دعا
تا شاه در مقرنس ایوان نو نشست ۴
در طارمی که هست سه وقت اندر او سه عید
با طالع سعید به برهان نو نشست ۵
چرخ آن دو قرص زرد و سپید اندر آستین
آمد بر آستانش و بر خوان نو نشست ۶
بر درگهش که فرق فلک خاک خاک اوست
دهر کهن به پهلوی دربان نو نشست ۷
در کفش پاسبانش هر سنگ ریزهای
چون گوهری بر افسر سلطان نو نشست ۸
در درس دعوت از پی هارونی درش
پیرانه سر فلک به دبستان نو نشست ۹
رایش که مشرفی قضا کرد عاقبت
ملک ابد گرفت و به دیوان نو نشست ۱۰
عکسی ز آخشیج حسامش هوا گرفت
بالای سدره عنصر و ارکان نو نشست ۱۱
مهر سپهر ملک بماناد کز کفش
بر فرق فرقد افسر احسان نو نشست ۱۲
بگذشت عهد ماتم و عهد بقا رسید
بر کاینات یکسره فرمان نو نشست ۱۳
جاوید باد کز کرمش جان هر گهر
بر گنج نو برآمد و بر کان نو نشست ۱۴
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۴
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۸ - در طلب جایزه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۰ - در نکوهش مقلدان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.