هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناباوری خود نسبت به نزدیکی کوهها به یکدیگر و مردم به هم میگوید، اما افسوس میخورد که با وجود انسانی بودنش، نتوانسته به دیگران نزدیک شود. او خود را کوهی از غم توصیف میکند که از تنهایی رنج میبرد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، موضوع تنهایی و غم ممکن است برای گروههای سنی پایین سنگین باشد.
شماره ۳۴۲ - باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه
باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه
مردم رسد به مردم، باور بکردمی ۱
کوهی بد این تنم که بدو کوه غم رسید
من مردمم چرا نرسیدم به مردمی؟ ۲
مردم رسد به مردم، باور بکردمی ۱
کوهی بد این تنم که بدو کوه غم رسید
من مردمم چرا نرسیدم به مردمی؟ ۲
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۲
۵۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۱ - خاقانیا! مسیح دما! زین خراس دهر
گوهر بعدی:شماره ۳۴۳ - گر از غم خلاصی طلب کردمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.