هوش مصنوعی: شاعر در این متن از غم و اندوه خود می‌گوید و بیان می‌کند که اگر راهی برای رهایی از غم وجود داشت، آن را انتخاب می‌کرد. او غم را همراه همیشگی خود می‌داند و آرزو می‌کند که می‌توانست با هنر و ادب بر مشکلات غلبه کند. همچنین، افسوس می‌خورد که ادب و هنر او مورد تقدیر قرار نگرفته است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۳۴۳ - گر از غم خلاصی طلب کردمی

گر از غم خلاصی طلب کردمی
هم از نای و نوشی سبب کردمی ۱

مرا غم ندیم است خاص ارنه من
چو عامان به نوعی طرب کردمی ۲

اگر غم طلاق از دلم بستدی
نکاح بنات العنب کردمی ۳

گرم دست رفتی لگام ادب
بر این ابلق روز و شب کردمی ۴

وگر کردهٔ چرخ بشمردمی
شمارش سوی دست چپ کردمی ۵

کلید زبان گر نبودی وبال
کی از خامشی قفل لب کردمی ۶

بری‌خوردمی آخر از دست کشت
اگرنه ز مومی رطب کردمی ۷

مگر فضل من ناقص است ارنه من
بر او تکیه‌گاهی عجب کردمی ۸

ادب داشتم دولتم برنداشت
ادب کاشکی کم طلب کردمی ۹

عصای کلیم ار به دستم بدی
به چوبش ادب را ادب کردمی ۱۰

اگر در هنرها هنر دیدمی
به خاقانی آن را نسب کردمی ۱۱
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - عالمی بس دیو رای است ارنه من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.