هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مخاطب میخواهد با وجود سختیها و موانع، به سوی عشق و حقیقت حرکت کند. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای مختلف، مانند یوسف در چاه، شیر در برابر سگها، و مس به زر تبدیلشونده، مخاطب را به تلاش و پایداری دعوت میکند. همچنین، تأکید بر این است که ارزش واقعی در درون انسان است و نه در ظواهر مادی.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتواند به درستی درک و تفسیر شود.
غزل ۱۷۹ - گر تو عودی سوی این مجمر بیا
گَر تو عودی سویِ این مِجْمَر بیا
وَرْ بِرانَنْدَت زِ بام، از دَر بیا ۱
یوسُفی از چاه و زندانْ چاره نیست
سویِ زَهرِ قَهر، چون شِکَّر بیا ۲
گُفتَنَت اَلله اَکْبَر رَسمی است
گَر تو آنِ اَکبَری، اَکبَر بیا ۳
چون میِ اَحْمَر سَگان هم میخورَند
گَر تو شیری، چون میِ اَحْمَر بیا ۴
زَر چه جویی؟ مِسِّ خود را زَر بِساز
گَر نباشد زَر، تو سیمین بَر بیا ۵
اَغْنیا خُشک و فقیرانْ چَشمْ تَر
عاشقا بیشکلِ خُشک و تَر بیا ۶
گَر صِفَتهایِ مَلَک را مَحرَمی
چون مَلَک بیماده و بینَر بیا ۷
وَرْ صِفاتِ دل گرفتی در سَفَر
هَمچو دلْ بیپا بیا، بیسَر بیا ۸
چون لَبِ لَعْلَش صَلایی میدَهَد
گَر نهیی چون خاره و مَرمَر بیا ۹
چون زِ شَمسُ الدّین جهان پُرنور شُد
سویِ تبریز آ دِلا بر سَر بیا ۱۰
وَرْ بِرانَنْدَت زِ بام، از دَر بیا ۱
یوسُفی از چاه و زندانْ چاره نیست
سویِ زَهرِ قَهر، چون شِکَّر بیا ۲
گُفتَنَت اَلله اَکْبَر رَسمی است
گَر تو آنِ اَکبَری، اَکبَر بیا ۳
چون میِ اَحْمَر سَگان هم میخورَند
گَر تو شیری، چون میِ اَحْمَر بیا ۴
زَر چه جویی؟ مِسِّ خود را زَر بِساز
گَر نباشد زَر، تو سیمین بَر بیا ۵
اَغْنیا خُشک و فقیرانْ چَشمْ تَر
عاشقا بیشکلِ خُشک و تَر بیا ۶
گَر صِفَتهایِ مَلَک را مَحرَمی
چون مَلَک بیماده و بینَر بیا ۷
وَرْ صِفاتِ دل گرفتی در سَفَر
هَمچو دلْ بیپا بیا، بیسَر بیا ۸
چون لَبِ لَعْلَش صَلایی میدَهَد
گَر نهیی چون خاره و مَرمَر بیا ۹
چون زِ شَمسُ الدّین جهان پُرنور شُد
سویِ تبریز آ دِلا بر سَر بیا ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۸ - میشدی غافل ز اسرار قضا
گوهر بعدی:غزل ۱۸۰ - ای تو آب زندگانی فاسقنا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.