هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و احساس بیارزشی خود سخن میگوید، اما در عین حال به لطف و رحمت الهی امیدوار است. او خود را بیمایه و بیثمر میداند، اما معتقد است که مانند طلوع خورشید پس از شب، لطف خداوند نیز شامل حال همه میشود. در پایان، شاعر به مقایسه خود با دیگران پرداخته و از جایگاه نازل خود در نظر آنان اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و امید به لطف الهی نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
شماره ۱۱۹ - یارب این نامه سیه کردهی بیفایده عمر
یارب این نامه سیه کردهی بیفایده عمر
همچنان از کرمت بر نگرفتست امید ۱
گر به زندان عقوبت بریم روز شمار
جای آنست که محبوس بمانم جاوید ۲
هر درختی ثمری دارد و هر کس هنری
من بیمایهی بدبخت، تهیدست چو بید ۳
لیکن از مشرق الطاف الهی نه عجب
که چو شب روز شود بر همه تابد خورشید ۴
ما کیانیم که در معرض یاران آییم؟
ماکیان را چه محل در نظر باز سپید؟ ۵
همچنان از کرمت بر نگرفتست امید ۱
گر به زندان عقوبت بریم روز شمار
جای آنست که محبوس بمانم جاوید ۲
هر درختی ثمری دارد و هر کس هنری
من بیمایهی بدبخت، تهیدست چو بید ۳
لیکن از مشرق الطاف الهی نه عجب
که چو شب روز شود بر همه تابد خورشید ۴
ما کیانیم که در معرض یاران آییم؟
ماکیان را چه محل در نظر باز سپید؟ ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۵۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - ناگهان بانگ در سرای افتد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - حقیقتیست که دانا سرای عاریتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.