هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند عشق، شراب، عقل، و زیبایی سخن می‌گوید. شاعر از شراب به عنوان نمادی از عشق و معرفت یاد می‌کند و از تأثیرات آن بر دل و عقل انسان سخن می‌گوید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند فنا، حیات، و زیبایی‌های طبیعت اشاره می‌کند و از خواننده می‌خواهد تا به عشق و زیبایی‌های جهان توجه کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند شراب و عشق ممکن است نیاز به تفسیر و درک بیشتری داشته باشد که برای سنین بالاتر مناسب‌تر است.

غزل ۲۱۲ - اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را

اسیرِ شیشه کُن آن جِنّیانِ دانا را
بِریز خونِ دل، آن خونیانِ صَهْبا را ۱

رُبوده‌اند کُلاهِ هزار خُسرو را
قَبایِ لَعْل بِبَخشیده چهرهٔ ما را ۲

به گاهِ جِلْوه چو طاووسْ عقل‌ها بُرده
گُشاده چون دلِ عُشّاق، پَرِّ رَعْنا را ۳

زِ عَکْسِ شان فَلَکِ سَبز رنگْ لَعْل شود
قیاس کُن که چگونه کنند دل‌ها را؟ ۴

دَرآورند به رَقص و طَرَب به یک جُرعه
هزار پیرِ ضعیفِ بِمانْده برجا را ۵

چه جایِ پیر، که آبِ حَیاتِ خَلّاقَند
که جان دَهَند به یک غَمْزِه جُمله اشیاء را ۶

شِکَرفروش چُنین چُست هیچ کَس دیده‌ست؟
سُخَن شناس کُند طوطیِ شِکَرخا را ۷

زِهی لَطیف و ظَریف و زِهی کَریم و شَریف
چُنین رَفیق بِبایَد، طَریقِ بالا را ۸

صَلا زدند همه عاشقانِ طالِب را
رَوان شوید به میدانْ پِیِ تماشا را ۹

اگر خَزینهٔ قارون به ما فروریزند
زِ مَغزِ ما نتوانند بُرد سودا را ۱۰

بیار ساقیِ باقی، که جانِ جان‌هایی
بِریز بر سَرِ سودا، شرابِ حَمْرا را ۱۱

دلی که پَنْد نگیرد زِ هیچ دِلْداری
بَرو گُمار دَمی آن شرابِ گیرا را ۱۲

زِهی شراب که عشقش به دستِ خود پُخته‌ست
زِهی گُهَر که نبوده‌ست هیچ دریا را ۱۳

زِ دستِ زُهره به مِرّیخ اگر رَسَد جامَش
رَها کُند به یکی جُرعه، خشم و صَفرا را ۱۴

تو مانده‌ییّ و شراب و همه فَنا گشتیم
زِ خویشتن چه نَهان می‌کُنی تو سیما را؟ ۱۵

وَلیک غیرتِ لالاست حاضِر و ناظِر
هزار عاشق کُشتی، برایِ لالا را ۱۶

به نَفیِ لا، لا گوید به هر دَمی لالا
بِزَن تو گَردنِ لا را، بیار اِلّا را ۱۷

بِدِه به لالا جامی، از آن که می‌دانی
که عِلْم و عقل رُبایَد، هزار دانا را ۱۸

و یا به غَمزِهٔ شوخَت، به سویِ او بِنِگَر
که غَمْزهٔ تو حَیاتی‌ست ثانی، اَحْیا را ۱۹

به آب دِهْ تو غُبارِ غَم و کُدورَت را
به خواب دَرکُن آن جنگ را و غوغا را ۲۰

خدایْ عشق فرستاد تا دَرو پیچیم
که نیست لایِقِ پیچشً مَلَک، تَعالیٰ را ۲۱

بِمانْد نیمِ غَزَل در دَهان و ناگُفته
ولی دریغ که گُم کرده‌ام سَر و پا را ۲۲

بَرآ، بِتاب بر اَفْلاکْ شَمسِ تبریزی
به مَغزِ نَغْز بیارایْ بُرجِ جوزا را ۲۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲۳
کانال گوهرین در ایتا
۶۹۱
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۱ - باز بنفشه رسید، جانب سوسن دوتا
گوهر بعدی:غزل ۲۱۳ - اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.