هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به خدایی سوگند یاد میکند که تقدیر را رقم زده و آفتاب را در آسمان قرار داده است. او از ضعف و ناتوانی خود میگوید که باعث دوری از معشوق شده و این دوری بیش از آنچه بیان شود، دردناک است. شاعر نمیتواند شرح دهد که غم هجران معشوق او را چگونه ساخته است.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و غم هجران است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
شماره ۴۸ - به خدایی که از کمان قضا
به خدایی که از کمان قضا
تیر تقدیر را روان کردست ۱
چشمهٔ آفتاب رخشان را
خازن نقد آسمان کردست ۲
کز نحیفی و ناتوانی و ضعف
دورم از روی تو چنان کردست ۳
که مرا دور بودن از رویت
هرچه گویم فزون از آن کردست ۴
نتوان شرح داد آنکه مرا
غم هجر تو بر چه سان کردست ۵
تیر تقدیر را روان کردست ۱
چشمهٔ آفتاب رخشان را
خازن نقد آسمان کردست ۲
کز نحیفی و ناتوانی و ضعف
دورم از روی تو چنان کردست ۳
که مرا دور بودن از رویت
هرچه گویم فزون از آن کردست ۴
نتوان شرح داد آنکه مرا
غم هجر تو بر چه سان کردست ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۵۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۷ - در طلب جو این قطعه فرموده
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.