خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از احساس محرومیت و ناامیدی سخن میگوید، اما در عین حال امیدواری و انگیزه برای ادامه راه را نیز بیان میکند. او اشاره میکند که حتی اگر خانهای خراب شده باشد، هنوز جای دیگری برای پناه بردن وجود دارد و راه دور نیست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شمارهٔ ۶۵ - مطایبه
حاجبت رگ ز دست دانستم
از چه معنی از آنکه محرورست ۱
رگ زند هرکه او بود محرور
عذر عذرت مخواه معذورست ۲
خیری خانه گر خراب شدست
غم مخور تابحانه معمورست ۳
من ز خیری به تابخانه شوم
که نه من لنگم و نه ره دورست ۴
از چه معنی از آنکه محرورست ۱
رگ زند هرکه او بود محرور
عذر عذرت مخواه معذورست ۲
خیری خانه گر خراب شدست
غم مخور تابحانه معمورست ۳
من ز خیری به تابخانه شوم
که نه من لنگم و نه ره دورست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۴ - در مدح اقضیالقضاة قاضی حمیدالدین
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - تا مشقت ره طاعت نبرد هرگز گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.