هوش مصنوعی:
این متن به توصیف جهان پر از آشوب و بیعدالتی میپردازد که در آن ظلم و فتنه حاکم است و آرامش وجود ندارد. شاعر از ناپایداری دنیا و ستم حاکمان شکایت میکند و احساس ناتوانی در برابر این شرایط را بیان میدارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادهای اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. درک کامل آن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از دنیا دارد.
شمارهٔ ۱۷۹ - درشکایت دهر
کی بود کین سپهر حادثه زای
جمله از یکدگر فرو ریزد ۱
تا چو پرویز نست او که مدام
بر جهان آتش بلا بیزد ۲
در جهان بوی عافیت نگذاشت
چند از این رنگ فتنه آمیزد ۳
برنخیزد مگر به دست ستم
مکن ندانم کزین چه برخیزد ۴
می نیارم گریخت گرنه نه من
دیو از این روزگار بگریزد ۵
به بیوسی چو گربه چند کنم
زانکه چون سگ ز بد نپرهیزد ۶
بالله از بس که این لئیم ظفر
با مقیمان خاک بستیزد ۷
آنچنان شد که بر فلک به مثل
شیر با گاو اگر برآویزد ۸
زانکه باشد که درمزاج فلک
چون پلنگان فسادی انگیزد ۹
هر کجا در دل زمین موشی است
سرنگون سار بر فلک میزد ۱۰
جمله از یکدگر فرو ریزد ۱
تا چو پرویز نست او که مدام
بر جهان آتش بلا بیزد ۲
در جهان بوی عافیت نگذاشت
چند از این رنگ فتنه آمیزد ۳
برنخیزد مگر به دست ستم
مکن ندانم کزین چه برخیزد ۴
می نیارم گریخت گرنه نه من
دیو از این روزگار بگریزد ۵
به بیوسی چو گربه چند کنم
زانکه چون سگ ز بد نپرهیزد ۶
بالله از بس که این لئیم ظفر
با مقیمان خاک بستیزد ۷
آنچنان شد که بر فلک به مثل
شیر با گاو اگر برآویزد ۸
زانکه باشد که درمزاج فلک
چون پلنگان فسادی انگیزد ۹
هر کجا در دل زمین موشی است
سرنگون سار بر فلک میزد ۱۰
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح ملکالشرق علاء الدین محمد امیر کوه
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - به خدایی که وصف بی چونش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.