هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از شاعری ناشناس است که در آن شاعر از یافتن شدن توسط معشوق خود سخن می‌گوید. او تلاش می‌کند از معشوق پنهان شود یا بگریزد، اما معشوق در هر حال او را پیدا می‌کند. شاعر از این که معشوق او را در هر شرایطی می‌یابد، احساس شادی و آرامش می‌کند. این شعر پر از استعاره‌ها و تشبیهات زیبا است که عشق و جستجوی معشوق را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد تا بتواند به درستی درک شود.

غزل ۳۳۰ - بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت

بارِ دِگَر آن دِلْبَرِ عَیّار مرا یافت
سَرمَست هَمی‌گَشت به بازار مرا یافت ۱

پنهان شُدم، از نَرگسِ مَخْمور مرا دید
بُگْریختم، از خانه خَمّار مرا یافت ۲

بُگْریختَنَم چیست؟ کَزو جان نَبَرَد کَس
پنهان شُدَنم چیست؟ چو صد بار مرا یافت ۳

گفتم که در اَنبوهیِ شَهرم کِه بیابد؟
آن کَس که در انبوهیِ اسرار مرا یافت ۴

ای مژده، که آن غَمزه غَمّاز مَرا جُست
وِیْ بَخت، که آن طُرِّه طَرّار مرا یافت ۵

دَستار رُبود از سَرِ مَستان به گِروگان
دَستار به رو، گوشه دَستار مرا یافت ۶

من از کَفِ پا خار هَمی‌کردم بیرون
آن سَروِ دو صد گُلْشن و گُلزار مرا یافت ۷

از گُلْشَنِ خود بر سَرِ من یار گُل اَفْشاندْ
وان بُلبُلْ وان نادره‌تکرار مرا یافت ۸

من گُم شُدم از خَرمَنِ آن ماه چو کَیْله
امروز مَهْ اَنْدَر بُنِ اَنْبار مرا یافت ۹

از خونِ من آثار به هر راه چَکیده‌ست
اَنْدَر پِیِ من بود، به آثار مرا یافت ۱۰

چون آهو از آن شیر رَمیدَم به بیابان
آن شیر گَهِ صِید به کُهْسار مرا یافت ۱۱

آن کَس که به گَردون رَوَد و گیرد آهو
با صَبر و تَانّیّ و به هَنْجار مرا یافت ۱۲

در کام من این شَست و من اَنْدَر تَکِ دریا
صایِد به سَرِرِشته جَرّار مرا یافت ۱۳

جامی که بَرَد از دِلَم آزار به من داد
آن لحظه که آن یارِ کَمْ‌آزار مرا یافت ۱۴

این جانِ گِرانْ جان سَبُکی یافت و بِپَرّید
کان رَطْلِ گِرانْ‌سَنگِ سَبُکسار مرا یافت ۱۵

امروز نه هوش است و نه گوش است و نه گُفتار
کان اصلِ هر اندیشه و گفتار مرا یافت ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
کانال گوهرین در ایتا
۸۱۳
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۹ - بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست
گوهر بعدی:غزل ۳۳۱ - زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.